کاهلی را از خود دور ساز وگرنه ترا از کردار نیک باز خواهد داشت . . ( زرتشت )


هنوزم منتظرم...!


ثانیه ها چه بی تفاوت در پی هم می گذرند

 

و ضربان قلبم هر لحظه کندتر می شود ،

تاخیر کرده ای و قلبم برای ایستادن تنها منتظر بهانه ای بیش از این است ،

صدای قلبم را می شنوم که با غمی سنگین می گوید :

برو بیش از این منتظر نمان ، برو که انتظارش غرورم را جریحه دار کرده و من ... :

دوام بیاور ، فقط چند دقیقه ی دیگر به من فرصت بده ، خواهم امد و اما قلبم ...:

می دانی که نمی آید ، دیگر توان بازیچه شدن را ندارم.

این بار با بغض می گویم : شاید آمد!...

دقیقه ها هم گذشتند و ساعتها

و خاطره ی آمدنش هرگز در دفتر زندگیم حک نشد.

قلبم مدتهاست که حرفی نمی زند اما من ...

می ترسم قلبم بفهمد که

                          "  هنوز هم منتظرم "

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٦ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ توسط زرتشت نظرات ()


Design By : Pichak