چقدر عشق ورزیدی؟ و چگونه ورزیدی؟


 در آرزوی پنجره ای بودم

 تا از آن به زلال شفاف آسمان لبخند زنم

 و به انتظارِ طوفان که شاید

 رسوب خاطره های سکوت را از خیال ِ نفس های سردم بزداید

 خواستم سخنی باشم که بجای این همه درد همه فریاد باشد

 خودم را به آوای رفتن رود و باد سپردم

 گذشتم و گذشتم ،

 ستیغ هیچ موجی خیز هم برنداشت

 تکرار ِ دلتنگی ام را به کبوتران ِ خسته راه سپردم

 و رویاهایم را به بال ِ قاصدک های بی بازگشت

 
 در انتهای سکونت بر زمین

 تنها نکته مهم این است:

 چقدر عشق ورزیدی؟ و چگونه ورزیدی؟

/ 30 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سونیا

سلام دوست گلم.ممنون از حضور گرمت واقعا مطالب خوندنیو دلنشینی داری.ممنون.موفق باشی

سینا (ز.ک.)

وبلاگتو دوس دارم و همینطور خودتو.اگه دوس داشته باشی، با هم تبادل لینک داشته باشیم.دوس دارم یه همچین وبلاگی توی پیوندهام باشه بهم خبر بده

مینوفر

سسسسلام...مرسی از حضورت...[گل] اپم[لبخند]

ناتاشا مجرم زاده

سلام. مرسی که به وبلاگم سر می زنید...راستی می تونم بپرسم این شعر از کیه؟

مهدیه

سلام منون که سر زدید.متن های خیلی قشنگی گذاشتین.موفق باشی.اگه دوست داشتید بگید تبادل لینک کنیم.[شوخی]