عشق

،تـنها عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،

،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،

،زنـدگـی  تـوام با عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،

،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـمنکرد،

،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زندگی اش را ازدست داد،

،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،

 

،بـا عشق می توان دنیـا رو  بـه  انـدازه یک نفر کوچک کـرد،

،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،

،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،

،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،

،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما

ارزانی داشته.

/ 168 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام...ممنون ازحضورت..خوب دیگه باید سراغ دوستان رو گرفت.. چرا توی یادم نباشید..گرچه من دوبارازشما یه سوال پرسیدم شما جواب ندادید کمی ازتون دلخورشدم.. بازهم بیایید وبلاگم..[گل]

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز: من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره منع قربانی کردن حیوانات و منع مسکرات در دین زرتشت نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطالب را بخوانید و با دیدگاه خود آن را کامل کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

ساناز

سلام خوبین؟ من اپم ..خوشحال میشم بیایین[لبخند][گل]

ساناز

چون پرنده اي خيس از باران پاييز آشيانم دستهاي تو شدند كه تجسم خورشيدند و من هزار غزل خواندم به گوش باد و هزار ستاره چكيد از شب چشمانم تا باور كني نمي روي از ياد [گل]

مرتضی

سلامی به زیبایی نوازشهای نسیم پاییزی دستنوشته زیبایی دارید موفق وسربلند باشید.در پناه حق.

شادی

آپم بدو بیا[گل][لبخند]

سمیه

. در دستور زبان عرفان، فعل اینگونه صرف می شود: من نیستم، تو نیستی، او هست . . .